شرف الدين على يزدى

55

ظفرنامه ( فارسى )

فرمان‌دهى به نوعى قيام نمود كه در عهد او كافّهء رعايا و عامّهء برايا در عين رفاهيّت و جمعيّت روزگار بسر بردند و چون او را متقاضى اجل بسر آمد ، تنگز خان را به ولىعهدى خود نامزد فرمود . ذكر پادشاهى تنگز خان چون تنگز خان متصدى امور سلطنت شد از طريقهء جد و پدر تجاوز ننمود و مدّت صد و ده سال در مغولستان خانى كرد و چون پير و ناتوان شد ، پسر خود ايل خان را - كه پادشاه عادل صاحب شوكت بود - به‌جاى خود نصب فرمود و خود به گوشهء عزلت رفت و بقيّهء عمر به عذرخواهى ايام غفلت و تدارك مافات قيام نمود و چون هنگام رحلت آمد ، از عالم برفت . ذكر پادشاهى ايل خان ايل خان پادشاهى حليم كامكار و خانى كريم بردبار « 1 » بود و در زمان او پادشاه تركستان و ماوراء النهر تور بن فريدون بود و در ميان او و مغول مخالفت پديد آمد و سيونج خان را كه ملك تاتار بود با خود متفق كرده با ايل خان مخالف گردانيد . گفتار در حرب تور با ايل خان چون تور لشكر بر سر ايل خان كشيد ، مغول به جهت آن‌كه از ايل خان خوشدل و خشنود بودند ، جنگى مردانه كردند و بسيارى از تركان و ايغور و تاتار كشته شدند و در اثناى جنگ تور و تاتار حيلت كردند و گريزان بازگشتند و به دو فرسنگى مغول فرود آمدند و روز ديگر بر سر مغول تاخت كردند . نظم خروش آمد و نالهء گاودم * دم ناى رويين [ و ] رويينه خم زمين آمد از نعل اسبان به جوش * به ابر اندر آمد سنان خروش

--> ( 1 ) . متن : بابرد و بار .